پندار یک معلم روستایی است. او به جزئیات زندگی روستایی بسیار دقت می کند تا به آنها بهتر آموزش دهد و رابطه بسیار خوبی با شاگردانش برقرار می کند. سرانجام او بازنشسته می شود اما شاگردانش معنای بازنشسته شدن را نمی دانند.
جواد در منطقه ای پرباران زندگی می کند. او آرزو دارد که مثل دیگر بچه های همسن و سال خود چتر داشته باشد. اما به دلیل مشکلات مالی، خرید یک چتر برای او مشکل است.
پس از مدتی مادرش برای او چتری می خرد و... .